نه خوش اخلاق و نه کمرو و نه پرخاشگرم طبق معمول در افکار خودم غوطه ورم همدمم نیست بجز : شعر و غم و تنهایی "جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم" راه آهن شده ماوای من و راه گریز گرچه در ذهن همه مستقل و خوش سفرم اوج آرامش من خلوت و کم صحبتیاست کوپه یک نفره البته آسوده ترم بار من خستگی و یک چمدان حسرت شد از خیالات زیاد است که خم شد کمرم بار سنگین و اضافه به غمم خواهد خورد غصه را بلکه نباید که به جایی ببرم هرکه پرسید: چه تعداد نفر همراهت...؟ پاسخم این شده هربار:
برچسب:
نویسنده: میلاد دادخواه
تاريخ: جمعه
26 تير
1405 ساعت: 11:30